آغاز خنده های مجسم نیامدی می خواستم بگذرم از غم نیامدی
تا بشکند طلسم نگاهم زصد غبار یک لحظه یک دقیقه و یک دم نیامدی
در دام تار های گنه ماندهایم و باز ای منجی تکامل آدم نیامدی
آیا برای آمدنت در جهان کسی برداشت لحظه ای ،قدمی… بیشتر »