قدم هایت را استواربر می داشتی بابا ،که به رسالتت ایمان داشتی ،آنگونه که سینه صحرا رامی شکافت ....نفس هایت آنقدر مطمئن بود بابا که طوفانهای صحرارا به زانو در می آورد ...می دانستی که دینداری در قلمرو عراق،سرابی بیش نیست ،اما چون می دانستی که تنها دستهای… بیشتر »